800x600

منوچهر شیبانی در سال 1303 در کاشان به دنیا آمد[1]. پدربزرگش فتح اله شیبانی[2] ـ شاعر دوره ی بازگشت ادبی ـ بود و با میرزاده عشقی نیز دوستی داشت. در سال 1310 با مرگ پدر و ازدواج مجدد مادر برای زندگی نزد پدربزرگ - قوام السطان - و مادربزرگ مادری اش به تهران می رود . او برای ادامه ی تحصیل در سال 1315 به هنرستان شبانه روزی نساجی مازندران در قائمشهر می رود و سرودن شعر را از همان سالها آغاز می کند و شعرـ البرز آتشفشان ـ او را یکی از مجله های کارگری قائمشهر منتشر می کند. شیبانی در کنار تحصیل طراحی و چاپ پارچه، تآتر را در هنرستان هنر پیشگی از اساتیدی چون «علی نصر» تاریخ نمایش، «رفیع حالتی»نقاشی و دکور، «رضا زاده شفق» روان شناسی، «خان ملک ساسانی» ادبیات و«عبدالحسین نوشین» فن بیان می آموزد[3]. در آن سالها کارهای شیبانی از نظر نورپردازی صحنه و شکل ،نقاشی ،دکور ،ترکیب رنگ ها دارای اهمیت بود و با تشویق «استاد حالتی» راهی دانشکده هنرهای زیبا می شود. در سال 1324 در رشته نقاشی دانشکده هنرهای زیبا پذیرفته می شود و مجموعه شعر «جرقه» در همان سال به چاپ می رسد[4].در همین سالها که شعر نو را همه مسخره می کردند، او در نخستین کنگره نویسندگان ایران در سال 1325 پیش از آنکه شعر خود - ایران - را بخواند گفت:« آهنگ آن از آهنگ عروضی اشعار متداول فارسی (غزل) گرفته شده ولی از لحاظ آزمونی با موضوع ، سیلاب های آن کم و زیاد شده است»[5] . شیبانی در این سالها در کنار تحصیل نقاشی در دفتر دانشکده به کار مشغول می شود و همانجا با «صادق هدایت» آشنا می شود. او در همین دانشکده از آهنگسازان به نام و تحصیلکرده ای چون «پرویز محمود» و «روبیک گری گوریان» موسیقی می آموزد.[6] در همین سال شعرهایش را در نشریات پیشرو زمانه به ویژه «نامه مردم» به چاپ می رساند[7] .شیبانی اولین کسی بود که شعر نیمایی را گسترش داد و دراولین کتاب خود (جرقه)با اینکه چیزی از نیما نخوانده بود اشعار کتابش نیمایی بود. هرچند بعدها به واسطه ی«سعید نفیسی»به خانه نیما راه یافت و در آنجا با شاملو نیز آشنا شد [8] و نیما چون سرتیپ شعر نو در جه سرهنگی را به وی اعطا کرد و سال ها در مجامع می گفت : شیبانی ولیعهد من است[9] ، بدعت و جسارت در فرم و محتوی در شعر های شیبانی آن قدر هست که نگاه نوطلبانه نیما را به خود فرا می خواند و او را « در عداد گویندگانی می گذارد که باید ادبیات معاصر متوجه آن باشد»[10]. شیبانی شعر بلند «غضب » که دارای بخش های پیش درآمد –آهسته – تند - آهسته(2) - پایان است و در 14اردیبهشت ماه سروده است را در شماره2 مجله جام جم همان سال به چاپ می رساند. در تابستان سال 1327«سهراب سپهری» با او آشنا می شود[11]. شیبانی و «سهراب سپهری» و «صادق بریرانی» را در دانشکده به اسم سه تفنگدار می شناختند چون به شاگردهای سیکل اول درس می دادند و با میز و چهارپایه های کج و چوب جارو مجسمه های مدرن می ساختند و شعر می خواندند و با ترجمه ی شعر مدرن جهان بچه ها را با سرعت جلو می بردند .

منوچهر شیبانی پریدخت صبحی از راه‌اندازی موزه گالری‌‌ منوچهر شیبانی می‌گوید