این نمایشنامه تقلید نامه ای است از داستان قتل امیرکبیر. در قسمتی از آن آمده است: آقابالا خان: نمی دونم امر کردند در سالگرد فوت در کاشان ترتیبی بدیم و از ناظرین مرگ بخاهیم تقلیدکنن تا خیانت‌های آن ملعون که به لعنت خدا گرفتار شود برای عوام الناس روشن شود.
امین الخزینه: جناب آقا، سرور بزرگ، کسی تو باغ نبوده
آقابالا خان: آهان باید یکی رو میافتم خب، با خودمان فکر کردیم و دریافتیم تون‌تاب حمام بهترین است و او حتمن دیده البته در گزارش آمده بوده که خوابیده بوده
رکن الخزینه: حتمن بعد هم به این نتیجه رسیدید، باید از اقوامش نیز استفاده شود
آقابالا خان: درسته و اگر قبول نمی‌کردید همه را از زیر تیغ رد بکردیم والبت پرسیدم و گفتن، ما پرسیدیم و اونا گفتند در کاشان فقط تون‌تاب، جقله ای با نام جرقه هست و بس جرقه: من جرقه به انذازه ی خاک لای پهن‌هایی که اوستادم یعنی آقای خدابیامرز ماه نساء خانم، می سوزوندن هم نیستم و نبودم و خدابیامرز با نگاهش آتیش درست می‌کرد.

این کتاب با حمایت خانه ی نقلی کاشان به مدریت اکبر رضوانیان در تیراژ 500 نسخه چاپ و توسط نشر سوره تماشا به چاپ رسیده است

و از سایت www.sarbook.com می توانید تهیه کنید

کتاب «کاش چشم نمی دید؛ مضحکه قتل امیرکبیر» رونمایی شد 2